Monday, 27 July , 2026
امروز : دوشنبه, 5 مرداد , 1405
منتخب »
شناسه خبر : 4714
  پرینتخانه » اجتماعی, اخبار صفحه اصلی, اخبار ویژه, فرهنگی, کشوری تاریخ انتشار : 28 اردیبهشت 1405 - 20:58 |

روایت نصر به نثر/ بزنگاه تاریخی ایستادگی ایرانیان به زبان حماسه

پایگاه خبری بهار وطن نیوز، ضرورت مستندسازی روایت ایستادگی و جانفشانی ایرانیان در جنگ اخیر از طریق زبان شعر و نثر نه تنها باعث تداوم و تحکیم این مسیر از سوی آیندگان می‌شود بلکه معرفی اندیشه‌ مستتر در این حوزه، نگاه جهان را به جامعه ایرانی تغییر می‌دهد و این تغییر می‌تواند در حقانیت و دفاع مشروع آنها از حقوقشان نقشی کلیدی ایفا کند.
روایت نصر به نثر/ بزنگاه تاریخی ایستادگی ایرانیان به زبان حماسه

پایگاه خبری بهار وطن نیوز، ضرورت مستندسازی روایت ایستادگی و جانفشانی ایرانیان در جنگ اخیر از طریق زبان شعر و نثر نه تنها باعث تداوم و تحکیم این مسیر از سوی آیندگان می‌شود بلکه معرفی اندیشه‌ مستتر در این حوزه، نگاه جهان را به جامعه ایرانی تغییر می‌دهد و این تغییر می‌تواند در حقانیت و دفاع مشروع آنها از حقوقشان نقشی کلیدی ایفا کند.

به گزارش بهار وطن نیوز از ایرنا، پیام اخیر رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت بزرگداشت روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی هر چند در بادی امر پیامی در حوزه زبان و ادبیات فارسی است اما در نگاهی ژرف‌تر تشریح یکی از مولفه‌های بنیادین افزایش «قدرت ملی» کشور به شمار می رود

حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای در این پیام که روز جمعه منتشر شد بر رسالت اهالی هنر در ماندگار کردن حماسه مردم ایران در جنگ اخیر تاکید و خاطرنشان کردند: «ملت عزیز ایران در دفاع مقدس سوم نیز همچون دو جنگ تحمیلی قبلی ثابت کردند که داستان‌های اسطوره‌ای فردوسی، واقعیت زندگی و شخصیت قهرمانانه‌ی آنان بوده و مفاهیم انسان‌ساز، سلحشورانه و قرآنیِ شاهنامه، همه‌ اقوام و اقشار ایران را در حفظ هویت، اصالت و استقلال خود و مبارزه با «ضحّاک‌وَشانِ» متجاوز، همدل و همراه و همساز می‌کند. این حماسه‌ حضور و دفاع و پیروزی، تکلیف بزرگی را بر دوش اهالی فرهنگ و ادب و هنر می‌گذارد تا همچون فردوسی برخیزند و بعثت هنرمندان را در امتداد بعثت مردم رقم زنند، فکر و قلم و زبان را با هنر درآمیزند و روایت خیزش عظیم ملت را در تاریخ، ماندگار کنند.»

این پیام حاوی چند مولفه راهبردی است که عبارتند از : ۱) استقلال فرهنگی شرط استقلال واقعی یک ملت است. ۲) زبان فارسی حامل فرهنگ و هویت ایرانی است. ۳) زبان و ادبیات فارسی یکی از منابع مهم خودآگاهی تاریخی ایرانیان است. ۴) هنر و ادبیات باید در خدمت روایت مقاومت ملی قرار گیرد.

چگونگی زیست انسانی ما در گرو «اندیشه» است و این اندیشه از طریق زبان متبلور می‌شود؛ به عبارت دیگر آشکارشدگی «انسانیت» با میانجی‌گری «زبان» است.

هر چند در پیام رهبر معظم انقلاب بر بعثت هنرمندان تاکید شده است اما نباید آن را منحصر در حیطه هنر دانست بلکه این امر، مسئله‌ای ملی و رسالتی تاریخی بر عهده کلیه اصحاب قلم است تا بتوانند روایت اول، از اندیشه و جهان ذهنی ایرانیان را به جهان ارائه دهند؛ جهان ذهنی که عینیت انسان ایرانی را در تمام ابعاد زندگی‌اش شکل می‌دهد و عینیت او را از عینیت انسان چینی، روسی، انگلیسی، مصری و… متمایز می‌کند، به گونه‌ای که این انسان ایرانی صرف نظر از قوانین عام جهان وطنی در هر کجای پهنه گیتی که قرار بگیرد، اندیشه برآمده از فرهنگ ایرانی، او و نحوه تعاملش با جهان پیرامونی را منحصر به فرد می‌کند. اهمیت برجسته کردن این مسئله در آن است که چگونگی زیست انسانی ما در گرو «اندیشه» است و این اندیشه از طریق زبان متبلور می‌شود؛ به عبارت دیگر آشکارشدگی «انسانیت» با میانجی‌گری «زبان» است. همچنین روابط بشری نیز بر اساس زبان شکل می‌گیرد و دنیای پیرامونی هر انسانی را به شکل شبکه‌ای از روابط انسانی با انسان‌های دیگر مرتبط و برای آنها معنادار می‌کند.

ضرورت ماندگار کردن «تغییر معرفتی ایرانیان» با «میانجیگری زبان فارسی»

بنابراین زبان نقشی فراتر از بازنمایی صرف در روابط انسانی دارد و بدیهی است که دست اول بودن روایات، باید مبتنی بر خاستگاه زبانی باشد که در پیوند با اندیشه مبدعِ آن روایت است. حمید دباشی، استاد ادبیات تطبیقی و مطالعات ایرانی دانشگاه کلمبیا در بخشی از گفت و گوی اخیرش در این زمینه گفته است: «زبان فلسفیِ فارسیِ ما ــ که خوشبختانه سال‌هاست به‌واسطه‌ کارهایی که اخیراً همکاران ما در ایران انجام داده‌اند، گسترش یافته ــ اکنون این امکان را فراهم کرده است که ما بتوانیم فاعلیت یا سوژه‌بودنِ فلسفیِ خود را به‌عنوان انسان تثبیت کنیم و از آن سخن بگوییم. این بحث باید وارد یک دیالوگ شود؛ این زبان فلسفی باید به‌گونه‌ای باشد که موضوعیتِ انسان ایرانی، در جهان، جایگاهی معتبر پیدا کند. امروز وارد یک تغییر پارادایم معرفتی (epistemic shift) شده‌ایم. اتفاقی در ایران و در تخیل فکری ما رخ داده است که دیگر نمی‌توانیم به جهانِ پیش از ۲۸ فوریه نگاه کنیم.» (متن کامل گفتگو را اینجا بخوانید)

زبان تنها وسیله گفت‌وگو نیست؛ ظرفی است که تاریخ، فرهنگ، ادبیات و تجربه‌های مشترک یک جامعه در آن شکل می‌گیرد و از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود.

شاید در بدو امر اصطلاح «تغییر پارادایم معرفتی» در سخنان دباشی اغراق‌آمیز باشد اما بسیاری از پژوهشگران تاریخ و اندیشه ایرانی مانند دباشی بر این باور هستند که جنگ تحمیلی اخیر علیه ایران زمین با وقایعی چون حمله مغول و اسکندر به ایران قابل مقایسه است و به سلامت خارج شدن از این مهلکه پر ماجرا، مستلزم یک چرخش عمیق در حوزه اندیشه‌ورزی است. در این چارچوب زبان تنها وسیله گفت‌وگو نیست؛ ظرفی است که تاریخ، فرهنگ، ادبیات و تجربه‌های مشترک یک جامعه در آن شکل می‌گیرد و از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. در ایران نیز زبان فارسی طی قرون متمادی، چنین نقشی را ایفا کرده و به یکی از مهم‌ترین عناصر پیوند دهنده جامعه ایرانی با گذشته و فرهنگ نیاکانش بدل شده است. ظرفی که به گواه تاریخ، مغولان پس از آشنایی با آن به تدریج در سیر دگردیسی خود از قومی خونخوار و وحشی به بانیان بنای باشکوه تاج محل – که جلوه بی‌نظیری از فرهنگ و اسلامی است – تکامل یافتند.

اکنون نیز با همین ظرفیت شگرف و البته مغفول مانده زبان فارسی علاوه بر ماندگار کردن این تغییر معرفتی می‌توان جهانیان را با آثار بی‌بدیل اندیشه ایرانی آشنا کرد و حتی تا آزاد شدن نسبی از سیطره خودکامگان نیز پیش رفت. زیرا غربی‌ها (تفکر مسلط در جهان غربی) برای تثبیت هژمونی خود بر شرق در تلاش هستند تا با نگاهی شیءگرایانه با انسان شرقی مواجه شوند و بتوانند آنها را تحت تسلط خود قرار دهند. اما اگر ایرانیان بتوانند در بستر زبان فارسی، اندیشه خود را به جهانیان معرفی کنند و در برابر هژمونی غرب، در مقام یک انسان صاحب خرد و اندیشه ایستادگی کنند، می‌توانند از حقوق مشروع خود در آشفتگی این جهان دفاع کنند.

تاکید بر پاسداشت زبان فارسی در کلام رهبر شهید/ چرا زبان فارسی باید زبان علم باشد؟

بیانات اخیر مقام معظم رهبری درباره زبان فارسی و نقش‌آفرینی آن در نقاط عطف تاریخی، یادآور دیدگاه رهبر شهید انقلاب درباره «شعر و ادب فارسی» است که در طی چند دهه نمونه‌های فراوانی از آن، در دیدار با ادبا و اصحاب فرهنگ به یادگار مانده است. رهبر شهید انقلاب اسلامی، آذرماه سال ۱۳۹۷ در دیدار جمعی از شاعران و اهالی فرهنگ و ادب‌ خاطرنشان کردند: «شعر فارسی در طول زمان نقش‌آفرینی کرده است در تولید اندیشه و تعمیق اندیشه. شما اگر نگاه کنید، در شعر فارسی حکمت زیاد است؛ ما فردوسی را می‌گوییم «حکیم فردوسی»، نظامی را می‌گوییم «حکیم نظامی»، سنائی را می‌گوییم «حکیم سنائی»، و از این قبیل؛ سعدی یک حکیم واقعی است، حافظ یک حکیم و عارف واقعی است؛ یعنی اینها شعر خودشان را ظرفی قرار دادند برای حکمت، آن‌هم حکمت اسلامی، حکمت قرآنی، حکمت معنوی و پیامبرانه. شعر فارسی مملو از حکمت است؛ بایستی این روحیه و این حالت حکمت و اخلاق، در شعر امروز ما برجسته بشود. »

 

ایشان در دیدار اعضای دومین مجمع بین‌المللی زبان فارسی که اسفند ۱۳۷۷ برگزار شد نیز در این زمینه خاطرنشان کردند: «زبان فارسی بهترین حامل و رسانه برای معارف، افکار، نوآوری و تمدن عمیق اسلامی محسوب می‌شود و بر این اساس وظیفه ما در قبال زبان فارسی بسیار سنگین است… بخش عظیم و غیرقابل اغماضی از مواریث کهن بشریت اعم از فلسفه، دین، علم، اخلاق، عرفان و سیاست به وسیله زبان فارسی منتقل شده است که دست یافتن به آن بدون اطلاع از این زبان آسان نیست. آنچه که مولوی، عطار، حافظ، سعدی، فردوسی و دیگر بزرگان علم و ادب فراهم آورده‌اند، تنها زمانی می‌تواند مورد استفاده کامل بشریت قرار گیرد که به زبان اصلی یعنی زبان فارسی در اختیار طالبان و پژوهندگان آن گذاشته شود.»

انقلاب اسلامی، جلوه‌ای مشهود از تغییر معرفتی ایرانیان بود و به جهان تحت سلطه نوید می‌داد که انسانِ شرقی امکان خروج از «شیء بودگی» را در برابر انسانِ غربی دارد.

در زمینه تغییر معرفتی ایرانیان نیز اگر چند گام به عقب برویم خواهیم دید که حماسه‌سازی آنها در جنگ اخیر، نخستین گام از این تغییر نیست بلکه پیشتر نیز ظهور و بروز انقلاب اسلامی – مبتنی بر گفتمان «استقلال» و «آزادی» – جلوه‌ای مشهود از تغییر مذکور بود و به جهان تحت سلطه نوید می‌داد که انسانِ شرقی و جهان سومی امکان خروج از «شیء بودگی» یا به عبارتی «برده» بودن را در برابر انسانِ غربی دارد. رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز با تکیه بر ظهور این تغییر معرفتی در عصر جدید، تئوری تمدن‌سازِ «العلم سلطان» را به مثابه زیربنای مولفه قدرت جمهوری اسلامی و امنیت ملی کشور ترسیم کرد. بر اساسِ نگاه تمدنی رهبری شهید به زبان فارسی، ایشان برای این زبان، نقشی فراتر از یک ابزار ارتباطی قائل بود و آن را یکی از عناصر اساسی در شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی می‌دانست.

در همین چارچوب رهبر شهید انقلاب، آبان ۱۳۹۷ نیز با تاکید بر این راهبرد در جمع نخبگان و استعدادهای علمی کشور تاکید کردند: «ما احتیاج داریم به اینکه از لحاظ علمی پیشرفت کنیم؛ این نیاز قطعی ما است. اگر از لحاظ علمی پیشرفت نکنیم، تهدید دشمنانِ تمدّنی ما و دشمنان فرهنگی و سیاسی ما، تهدید دائمی خواهد بود؛ آن وقتی این تهدید متوقّف می‌شود یا خطرش کم می‌شود که ما از لحاظ علمی پیشرفت کنیم. بنده بارها روی این مسئله تکیه کرده‌ام. الان قریب بیست سال است روی این تکیه می‌کنم و بارها هم این حدیث شریف را خوانده‌ام که «اَلعِلمُ سُلطان»؛ علم، قدرت است. از این نظر هم نگاه به نخبگان اهمّیّت پیدا می‌کند. نخبگان می‌توانند علم کشور را پیشرفت بدهند و کشور را به موضع اقتدار و عزّتی برسانند که آسیب‌پذیری‌هایش کاهش پیدا کند.» رهبر شهید انقلاب اسلامی بر این باور بودند که زبان علم باید در نهایت زبان فارسی شود، به گونه‌ای که همگان ناچار شوند این زبان را بیاموزند.

چرا ارائه روایت اول از ایران، «قدرت ملی» را افزایش می‌دهد؟

اگر در ادامه مسیر انقلاب اسلامی، صرف نظر از چالش‌ها و مشکلات فراوانی که در تثبیت گفتمان «استقلال» و «آزادی» وجود دارد، مسئولین در مسیر ریل‌گذاری شده رهبر شهید انقلاب در شناخت جایگاه زبان فارسی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های آن حرکت کنند، این زبان می‌تواند در تقویت و تحکیم «قدرت ملی» نقش حیاتی ایفا کند. این نقش علاوه بر تاثیرگذاری در رشد علمی کشور، در جنگ هیبریدی (Hybrid War) یا جنگ ترکیبی علیه کشورمان نیز نقش راهبردی دارد زیرا در جنگ ترکیبی، «جنگ روایت‌ها»، نقش غیرقابل انکاری برعهده دارد. همچنین هنگامی که بر اساس رهنمود اخیر رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای «روایت خیزش ایرانیان» در زبان شعر و نثر ماندگار شود؛ اولا دشمنان نمی‌توانند هر روایتی را در قالب خوراک فکری به جامعه ایرانی بقبولانند و به این ترتیب بزرگنمایی توان دفاعی و اقتصادی آنها بویژه هنگامی که درگیری اوج می‌گیرد، به اندازه‌ای که مطلوب دشمنان است، باعث ایجاد ارعاب و چندپارگی در جامعه نمی‌شود.

هنگامی که روایت دلیری و پایمردی این روزهای ایرانیان برای نسل‌های آینده مستندسازی می‌شود، آنها با رجوع به حافظه تاریخی خود، انگیزه دوچندان برای ایستادگی پیدا می‌کنند.

ثانیا دشمنان نمی‌توانند با ارائه آمار غیرواقعی از توانمندی دفاعی و تاب‌آوری اقتصادی، تلاش مسئولان کشور در ایجاد و تحکیم «مقاومت ملی» را به حاشیه ببرند.

ماشاالله شمس‌الواعظین، روزنامه نگار پیشکسوت ایرانی، اخیرا در نشستی در باب ضرورت نگاه مبتنی بر منافع ملی در تولید محتوای خبری در زمان جنگ گفته است: «ادبیات بکار رفته در تولید محتوای جنگ باید جانبدارانه باشد، شخصا ادبیات بیطرفانه را در چنین مواقعی به صورت نسبی خیانت به وطن می‌دانم. دشمنان ایران برای حمله و تجاوز به ایران از ادبیات حماسی استفاده می‌کنند، آمریکا از نام «خشم حماسی» و رژیم اسرائیل از نام «شیران اسرائیل» برای حمله تجاوزکارانه استفاده می‌کنند اما همچنان روزنامه‌نگاران ایرانی سوال می‌کنند که آیا نیاز هست که از ادبیات جانبدارانه استفاده کنیم؟» (متن کامل خبر را اینجا بخوانید)

«حقانیت دفاع مشروع ایرانیان»، «تاب‌آوری جامعه ایرانی» و «افشای دروغگویی، قانون‌گریزی دشمن» از جمله محورهایی است که اگر از سوی راویان ایرانی مستند و برجسته نشود بی‌شک نه تنها در عرصه رزم و دفاع، قافیه را به دشمنان خواهیم باخت بلکه به تدریج در زمینه اقتصادی نیز عرصه به بیگانگان واگذار می‌شود. ثالثا هنگامی که روایت دلیری و پایمردی این روزهای ایرانیان برای نسل‌های آینده مستندسازی می‌شود، نسل‌های آتی با رجوع به حافظه تاریخی خود، انگیزه دوچندان برای ایستادگی پیدا می‌کنند. همانطور که این روزها نیز بسیاری از جوانان که حماسه هشت سال دفاع مقدس را درک نکرده‌اند اما با الهام از تاریخ شفاهی یا مستند آن دوران، توانستند دوشادوش نسل‌های گذشته در میدان رویارویی با متجاوزان بایستند و از کیان کشور در برابر زیاده‌خواهی آنها دفاع کنند.

| منبع خبر : ایرنا
برچسب ها
, ,
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.