Sunday, 20 September , 2026
امروز : یکشنبه, 29 شهریور , 1405
منتخب »
شناسه خبر : 4662
  پرینتخانه » اجتماعی, اخبار ویژه, پیشنهاد مدیر مسئول, فرهنگی, کشوری تاریخ انتشار : 21 اردیبهشت 1405 - 11:48 |
گفت‌وگوی «تاریخ شفاهی ایرنا» با محمد مهدی فرقانی به مناسبت زادروز پرفسور کاظم معتمدنژاد؛

معتمدنژاد عدالتجویی آزادیخواه بود/ برخورد ناسپاسانه با استاد بزرگ علوم ارتباطات

 پایگاه خبری بهار وطن نیوز ، محمد مهدی فرقانی استاد علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی به «تاریخ شفاهی ایرنا» می‌گوید:‌ از منظر اعتقادی می‌توان گفت آقای دکتر معتمدنژاد یک فرد سوسیالیست بود یعنی یک گرایش مردمی، برابری خواهی اما آزادیخواهانه داشت. به همین دلیل دروسی مانند...
معتمدنژاد عدالتجویی آزادیخواه بود/ برخورد ناسپاسانه با استاد بزرگ علوم ارتباطات

 پایگاه خبری بهار وطن نیوز ، محمد مهدی فرقانی استاد علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی  می‌گوید:‌ از منظر اعتقادی می‌توان گفت آقای دکتر معتمدنژاد یک فرد سوسیالیست بود یعنی یک گرایش مردمی، برابری خواهی اما آزادیخواهانه داشت. به همین دلیل دروسی مانند ارتباطات و جهان سوم، نظریه‌های انتقادی نسبت به نظریه‌ها و دیدگاه‌های غربی را در دانشگاه طراحی و تدریس می‌کرد.

به گزارش پایگاه خبری بهار وطن نیوز از ایرنا، ۲۱ اردیبهشت زادروز زنده یاد کاظم معتمدنژاد است. چهره شاخص علوم ارتباطات کشور که نقشی بی‌بدیل در توسعه این رشته در کشور داشت. به گزارش ایرنا به نقل از «موزه و مرکز اسناد و مفاخر دانشگاه بیرجند» پرفسور کاظم معتمدنژاد استاد دانشگاه و حقوقدان، ۲۱ اردیبهشت ۱۳۱۳ در روستای «مود» در ۳۶ کیلومتری بیرجند استان خراسان به دنیا آمد. وی به دلیل نقشی بی‌بدیل در توسعه و نهادسازی علوم ارتباطات به «پدر علم ارتباطات ایران» مشهور شده است.

معتمدنژاد تحصیلات ابتدایی و بخشی از متوسطه را در زادگاهش و بیرجند گذراند و سال ششم ادبی را در دبیرستان مروی تهران به پایان رساند. در سال ۱۳۳۶ لیسانس حقوق قضایی از دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران گرفت و در سال ۱۳۳۹ موفق به اخذ دکترای حقوق قضایی از همان دانشگاه شد.

در دوران دانشجویی، با مصطفی مصباح‌زاده (مدیر روزنامه کیهان و استاد دانشگاه) آشنا شد و به روزنامه کیهان راه یافت. دیری نپایید که از مترجمی زبان فرانسه، به مسئولیت گروه خارجی و مقالات ارتقا یافت. با دریافت بورس تحصیلی از دولت فرانسه، برای ادامه تحصیل به این کشور رفت و موفق به اخذ دکترای حقوق و علوم سیاسی از دانشگاه سوربن و دکترای تخصصی روزنامه‌نگاری از انستیتوی مطبوعات و علوم نظری دانشگاه پاریس شد. وی از سال ۱۳۴۶ وکیل پایه یک دادگستری بود و از سال ۱۳۷۹ به عنوان مشاور حقوقی اتحادیه بین‌المللی ارتباطات دور (ITU) فعالیت می‌کرد.

پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۴۳، با همکاری موسسه کیهان، «دوره عالی روزنامه‌نگاری» را پایه‌گذاری کرد که بعدها به «موسسه عالی مطبوعات و روابط عمومی» و سپس در سال ۱۳۵۰ به «دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی» ارتقا یافت. وی از موسسان این دانشکده بود و سال‌ها به عنوان معاون و رئیس در آن خدمت کرد.

پس از انقلاب نقشی کلیدی در احیای رشته علوم ارتباطات، راه‌اندازی دوره‌های کارشناسی ارشد و دکتری و تأسیس مرکز پژوهش‌های ارتباطات ایفا نمود. او سال‌ها استاد گروه علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی بود.

از این رو گفت و گویی با دکتر محمدمهدی فرقانی استاد پیشکسوت رشته علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی داشتیم که در پی می‌آید. فرقانی علاوه بر استادی دانشگاه، مناصبی چون رئیس مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها و ریاست دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی را نیز بر عهده داشته است. عضویت در انجمن بین‌المللی تحقیق در ارتباط جمعی (IAMCR)، مرکز آسیایی اطلاعات رسانه‌ای (AMIC)، انجمن جهانی تحقیق در افکار عمومی (WAPOR) از دیگر فعالیت‌های علمی فرقانی است.

 

مردی که برای روزنامه‌نگاری پدری کرد

برای شروع بفرمایید آقای دکتر معتمدنژاد چه خدماتی را به علم ارتباطات ایران انجام دادند؟

فرقانی: ایشان از دوره جوانی و قبل از این که برای ادامه تحصیل به فرانسه برود و دکترای خودش را بگیرد در سرویس خارجی روزنامه کیهان مشغول فعالیت بود. وقتی از فرانسه برگشت در نقش استاد روزنامه نگاری و معاون دانشکده فعال بود. وقتی که به جریان انقلاب فرهنگی رسیدیم وقفه‌ای دو ساله در فعالیت دانشگاهها ایجاد شد. در آن ایام عده‌ای درصدد بودند رشته‌های روزنامه نگاری و روابط عمومی را با این عنوان که رشته‌هایی غربی است و ما نیازی به آن نداریم به کلی از دانشگاه حذف کنند. اما با اصرار و پیگیری‌های دکتر معتمدنژاد و همراهی دکتر نعیم بدیعی، این دو رشته پس از بازگشایی دانشگاه ها در سال ۱۳۶۲ مجددا به دانشگاه برگشتند. گرچه رشته‌های روزنامه نگاری و روابط عمومی دیگر مثل سابق مستقل نبودند ولی تحت عنوان رشته‌های علوم اجتماعی با گرایش ارتباطات به صورتی کمرنگ حفظ شدند.

این داستان تا سال ها بعد یعنی حدودا تا سال ۱۳۶۹ ادامه داشت تا اینکه با تلاش و پیگیری‌های دکتر معتمدنژاد و دوستان و دیگر همکاران، رشته ارتباطات به عنوان رشته‌ای مستقل با گرایش‌های روزنامه نگاری و روابط عمومی احیا شد. سال ۱۳۷۰ هم مقطع کارشناسی ارشد و سال ۱۳۷۶ مقطع دکتری رشته ارتباطات راه اندازی شد. دکتر معتمدنژاد هم بسیاری از دروس جدیدی که افراد زیادی در ایران از آن شناخت زیادی نداشتند را در برنامه درسی این رشته گنجاند از جمله دروس ارتباطات و توسعه، مطالعات انتقادی، بازنگری در روزنامه نگاری معاصر و …. و ارائه این درس‌ها را هم شخصا خود بر عهده گرفتند.

می‌توان مجموعه کوشش های دکتر معتمدنژاد را که تا آخرین ماههای حیاتشان ادامه داشت را تحت عنوان مکتب معتمدنژاد در نظر بگیریم. می‌دانیم که از اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰، یعنی در سال ۱۳۸۳ که اولین بزرگداشت علمی دکتر معتمدنژاد در دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی به صورتی باشکوه برگزار شد، رسما ایشان به عنوان پدر علم ارتباطات ایران معرفی و شناخته شد. واقعا هم ایشان برای این رشته و به خصوص روزنامه نگاری ایران پدری کردند.

دکتر معتمدنژاد علیرغم کهولت در سال‌های واپسین عمر پربارش، نوجویی و نوگرایی و به نوعی همراهی و همگرایی با آخرین تحولات روزنامه نگاری و علوم ارتباطات را وارد حوزه زندگی ارتباطی ایران کرد. بسیاری از اصطلاحات و مفاهیمی که ما امروز با آن به عنوان ادبیات ارتباطات تکلم می‌کنیم دستاورد ایشان برای این رشته است. مثلا بحث عدم نیاز به صدور مجوز برای انتشار مطبوعات یا بحث ضرورت قانون جامع نظام رسانه‌ای که پیش نویس آن را هم ایشان در اوایل دهه ۸۰ تهیه کرد و چند سال هم در هیات دولت رفت و آمد داشت ولی متاسفانه به تصویب قانونی نرسید که اگر می‌رسید تحول بسیار مهمی در وضعیت روزنامه نگاری ایران رخ می‌داد.

موارد دیگری از جمله بحث ضرورت تصویب قانون حمایت از حقوق حرفه‌ای روزنامه نگاران، استقلال مطبوعات و رسانه‌ها و مفاهیمی که پیش از این عرض کردم را ایشان به عنوان دروسی تعریف شده در دوره‌های تحصیلات تکمیلی ارتباطات قرار داد. علاوه بر این در نشست‌های مختلفی که برای بحث درباره وضعیت روزنامه نگاری ایران برگزار می‌شد و معمولا هم از ایشان برای سخنرانی دعوت می‌شد، دائما این مباحث را مطرح و به نوعی به ترویج ادیبات نوین روزنامه نگاری و ارتباطات در ایران کمک می‌کرد و در ترویج آن نقشی اصلی داشت.

 

شما در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا دانشجوی ایشان بودید. گرایش سیاسی و اجتماعی ایشان چطوری بود؟

از منظر اعتقادی می‌توان گفت ایشان یک فرد سوسیالیست بود. یعنی یک گرایش مردمی، برابری خواهی اما آزادیخواهانه داشت. به همین دلیل دروسی مانند ارتباطات و جهان سوم، نظریه‌های انتقادی نسبت به نظریه‌ها و دیدگاه‌های غربی را در دانشگاه طراحی و تدریس می‌کرد. در دو کنفرانسی که در سال‌های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۵ در سطح بین المللی و با شرکت سران کشورها توسط یونسکو برگزار شد و ایشان از طرف ایران در آن شرکت داشت، مباحثی را در این ارتباط مطرح کرد. این مباحث در سمینارهای متعددی که با همت و ابتکار ایشان در ایران انجام شد نیز پررنگ بود.

کتاب‌هایی هم که ایشان تالیف کرد با یک گرایش سوسیالیستی به نظریات انتقاداتی نسبت به نظریه‌ها و دستاوردهای غربی مجهز بود. البته ایشان تاکید داشت باید همه نظریه‌ها و مباحث آموخته شود و نقدهایی هم که بر این نظریه‌ها مطرح است نیز طرح و در کلاس‌ها مورد بحث قرار گیرد. به همین دلیل چند درس انتقادی در مقاطع ارشد و به ویژه دکتری توسط ایشان در برنامه درسی قرار گرفت. در مجموع می‌توان گفت ایشان در نظریه‌ها مجهز به یک نظریه انتقادی نسبت به نظریات غربی بود.

معتمدنژاد عدالتجویی آزادیخواه بود/ گرفتن اتاق استاد بزرگ علوم ارتباطات

 

تاکید بر استقلال مطبوعات

نظر دکتر معتمدنژاد در رابطه با آزادی مطبوعات چه بود؟

ایشان طبیعتا قائل به استقلال و آزادی مطبوعات، حمایت از حقوق حرفه‌ای روزنامه نگاران، آزادی شکل گیری انجمن‌ها و تشکل‌های صنفی روزنامه نگاران، آموزش تخصصی حرفه روزنامه نگاری و به روز کردن آن و اخلاق حرفه‌ای روزنامه نگاری بود. این‌ها مباحثی بود که طی سال‌های پربار عمرش به دفعات در مجامع مختلف اعم از سمینارهای داخلی یا بین المللی و نشست‌هایی که وزارت ارشاد، مجلس یا نهادهای مرتبط برگزار می‌کردند مطرح می‌کرد. به نظر من سنگ بنای شناختی که امروز نسبت به بحث‌های مربوط به آزادی، استقلال مطبوعات و حمایت از حقوق روزنامه نگاری مطرح است و رواج پیدا کرده، توسط ایشان گذاشته شد و ترویج پیدا کرد.

خوشبختانه امروز شاهد هستیم که تاکیدی که ایشان بر روزنامه نگاری تحقیقی به عنوان یک مکتب پیشرو در روزنامه نگاری برای کشف فساد، سوءاستفاده، پرسشگری و ترویج دموکراسی و حقوق بشر داشت، تبدیل به ادبیات این رشته شده و به تعبیری جا افتاده است. چون ایشان هم دکتری حقوق داشت هم دکتری روزنامه نگاری و این دو را با هم تلفیق کرده بود. دکتر معتمدنژاد هم در حوزه قانون گذاری و هم در بحث‌های حقوقی بسیار مسلط بود و مدام هم این مباحث را مطرح می‌کرد.

هر چند متاسفانه باید گفت که دغدغه‌های ایشان الزاما دغدغه‌های دولت‌ها و حکومت نبوده است و هنوز هم نیست ولی حداقل مطالبات روزنامه نگاران را شکل داد. به گونه‌ای که امروز همه روزنامه نگاران می‌دانند که چه حقوقی دارند و چگونه باید آن را مطالبه کنند.

 

پرهیز از مراسم بزرگداشت

چرا کار استقلال دانشکده علوم ارتباطات که از آرزوهای دکتر معتمدنژاد بود این قدر طول کشید؟

سال ۱۳۸۳ که رئیس دانشکده علوم اجتماعی بودم دکتر نجفقلی حبیبی که انشاالله سالم باشد خیلی اصرار کرد که بزرگداشتی برای دکتر معتمدنژاد برگزار کنیم. اما خود دکتر معتمدنژاد به شدت از قبول برگزاری چنین مراسمی پرهیز می‌کرد. اما دکتر حبیبی مرا مامور کرد که به هر شکلی که شده است حتی با عدم رضایت دکتر معتمدنژاد این همایش برگزار شود. ما هم این کار را کردیم و دکتر معتمدنژاد گفت به شرطی این مراسم را می‌پذیرم که همزمان با افتتاح دانشکده علوم ارتباطات شود. دانشکده‌ای که مجوز راه اندازی آن چند ماه قبل توسط وزارت علوم صادر شده بود.

مقدمات کار که فراهم شد یک لوح سنگی جلوی در سالن شهید مطهری دانشکده علوم اجتماعی نصب شد که وقتی ما دانشکده را مستقل کردیم این لوح را از دیوار برداشتیم و به دانشکده علوم ارتباطات منتقل کردیم. همان موقع هم تابلوی دومی کنار تابلوی دانشکده علوم اجتماعی تحت عنوان دانشکده علوم ارتباطات نصب شد. در مراسم تجلیل از دکتر معتمدنژاد و استقلال دانشکده علوم ارتباطات، دو وزیر ارشاد و علوم آقایان دکتر توفیقی و دکتر مسجد جامعی شرکت کردند. بزرگداشت بی نظیری بود و نه تنها سالن شهید مطهری لبریز از جمعیت شد بلکه طبقه بالا یعنی سالن ارشاد که تلویزیون مدار بسته در آن بود نیز پر شده بود. حتی حیاط دانشکده نیز مملو از جمعیت بود. دو وزیری که نام بردم در افتتاح این همایش با حضور رئیس دانشگاه دکتر نجفقلی حبیبی حضور داشتند و به طور رسمی دانشکده علوم ارتباطات را افتتاح کردند.

ما به اتفاق دکتر نجفقلی حبیبی و دکتر معتمدنژاد دنبال این مساله بودیم و حتی ساختمانی را دیدیم که متعلق به مخابرات بود و قرار شدآن را به طور موقت در اختیار دانشگاه علامه طباطبایی قرار دهند. اما مسئولین پس از بررسی دیدند هزینه تعمیرات و آماده سازی آن به عنوان دانشکده خیلی زیاد است و دانشگاه بودجه لازم برای این کار را ندارد.

انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴ که تمام شد و رئیس دانشگاه تغییر کرد دانشکده ارتباطات به حاشیه رفت. رشته مطالعات ارتباطی و فناوری اطلاعات آن هم بعد از یک سال با نظر رئیس وقت دانشگاه حذف شد و کلا رشته علوم ارتباطات مورد غضب قرار گرفت. تعدادی از اصحاب علوم ارتباطات یعنی اساتید علوم ارتباطات نیز مورد خشم قرار گرفتند. در نتیجه در آن دوره هیچ توسعه‌ای در این زمینه رخ نداد. تا این که در سال ۱۳۹۳ یعنی یک سال پس از انتصاب آقای دکتر سلیمی به عنوان رئیس دانشگاه علامه طباطبایی، همزمان با مراسم سالروز درگذشت دکتر معتمدنژاد، دکتر سلیمی به دانشکده آمد و گفت دانشکده علوم ارتباطات حتما باید مستقل و تفکیک شود. ماموریتی هم به آقای دکتر پناهی برای راه اندازی دانشکده جدید داد. بعدا هم حکمی به بنده به عنوان مسئول راه اندازی دانشکده علوم ارتباطات داده شد. سرانجام ما در شهریور ۱۳۹۴ دانشکده مستقل علوم ارتباطات را ، البته با کمال تاسف در غیاب دکتر معتمدنژاد؛ راه اندازی و دایر کردیم و یکی از آرزوهای دیرینه این استاد بزرگ به تحقق پیوست.

به پاس تلاش‌هایی که دکتر معتمدنژاد قبلا در این زمینه داشت سردیس ایشان جلوی در دانشکده نصب شد. مجسمه‌ای هم در قد و قامت دکتر معتمدنژاد ساخته شد. اتاقی را هم در همان ابتدای افتتاح دانشکده به نام اتاق دکتر معتمدنژاد اختصاص دادیم تا تاریخچه تلاش‌های ایشان در این زمینه فراموش نشود.

معتمدنژاد عدالتجویی آزادیخواه بود/ گرفتن اتاق استاد بزرگ علوم ارتباطات
زنده یاد پرفسور کاظم معتمدنژاد

دکتر سکه‌ها را قبول نکرد

دکتر معتمدنژاد از نظر اخلاقی چه شخصیتی داشتند؟

شخصا معتقدم یک استاد دانشگاه کسی نیست که فقط مطالعه کرده باشد و درس بدهد. آنچه در وهله اول از یک استاد در ذهن دانشجو، اساتید، مسئولین و مدیران دانشگاه و تمام مخاطبین دانشگاه شکل می‌گیرد شخصیت، ادب و منش یک استاد است. دکتر معتمدنژاد از هر حیث نمونه بود. آرامش، نرمخویی و فروتنی ایشان فوق العاده بود.

ایشان خیلی علاقه نداشت که پدر علم ارتباطات خوانده شود. دلیل اصلی‌اش همان تواضع و فروتنی‌ای بود که در ایشان وجود داشت. بسیاری از اساتید دانشگاه دوست دارند دانشجویان قدیمی خود را به عنوان شاگرد یاد کنند اما ایشان هیچ گاه از ما به عنوان شاگردان یا دانشجویان خود یاد نکرد و همیشه می‌گفت بزرگترین شانس من این بوده است که همکاران خوبی در دانشکده داشته‌ام و اگر امروز به جایگاهی رسیده‌ام به خاطر همکارانم بوده است. این جزو خصلت و طبیعت و ذات ایشان بود که این گونه با احترام با همه برخورد کند.

ایشان در همه ابعاد انسان بزرگی بود. بدنیست خاطره‌ای برای شما تعریف کنم. سال ۱۳۸۳ که ما برای ایشان بزرگداشت گرفتیم شاگردان و دانشجویان و همکاران سابقشان که از مسوولان اجرایی کشور در رده‌های مختلف بودند هدایای گوناگونی از لوح و تابلو و سکه بهار آزادی برای ایشان آوردند. حدود ۲۰ سکه برای ایشان جمع شد. ما این‌ها را به اتاق من منتقل کردیم تا بعدا تحویل ایشان دهیم. روزی که خواستم این هدایا را به ایشان تحویل دهم، دکتر معتمدنژاد تعدادی از تابلوها را کنار گذاشتند و گفتند این‌ها را بدهید به منزل ببرند. این سکه ها هم فعلا نزد شما باشد تا بعدا به شما بگویم با آنها چه کنید.

پس از چند روز مجددا به ایشان یادآوری کردم که با سکه‌ها چه کار کنم. ایشان گفت اختیار آنها با شماست. گفتم این‌ها هدیه‌ای برای شماست. گفتند نه، من آنها را نمی‌خواهم و اختیار سکه‌ها با شماست و هر طور صلاح می‌دانید از آنها استفاده کنید.

یک روز بعد از کلاس، ایشان به اتاق من آمد و با هم صحبت می‌کردیم. یک مرتبه یکی از دختران دانشجوی شهرستانی گریه کنان وارد اتاق شد و گفت آمده است از ادامه تحصیل انصراف دهد. وی دانشجوی مقطع شبانه بود. سوال کردم چرا؟ گفت مرا ثبت نام نمی‌کنند چون پول شهریه و حتی هزینه بلیت اتوبوس بازگشت به شهرستان را ندارم.

یک لحظه به فکرم رسید که از دکتر معتمدنژاد اجازه بگیرم که از محل سکه‌هایی که موجود است شهریه ایشان را که دانشجوی کارشناسی ارشد بود را تا آخر تحصیلش بپردازم. از ایشان پرسیدم. دکتر معتمدنژاد پاسخ داد من که قبلا هم گفتم اختیار این سکه‌ها با شماست و هر طور صلاح می‌دانید آنها را هزینه کنید. پاسخ دادم من بدون اجازه شما هیچ دخل و تصرفی در این سکه‌ها نمی‌کنم. ایشان گفت الان هم تاکید می‌کنم که اختیار این سکه‌ها با شماست.

من این کار را انجام دادم و رسیدهای آن هم شاید هنوز در منزلم موجود باشد. آن دانشجو بعدها فارغ التحصیل شد و از دانشگاه رفت.

علاوه بر این، چند مورد بیماران صعب العلاج هم بودند که بیمارستان به دلیل این که بضاعت مالی نداشتند آنها را بستری نمی‌کرد. من با دکتر معتمدنژاد تماس گرفتم و موضوع را با ایشان در میان گذاشتم و گفتم آیا اجازه می‌دهید از این سکه‌ها برای این موارد هزینه شود؟ ایشان هیچ وقت نگفتند اجازه هست، بلکه همیشه می‌گفتند من که قبلا گفته‌ام اختیار سکه‌ها با شماست و هر جور صلاح می‌دانید عمل کنید.

من یکی دو عدد از سکه‌ها را که بعد از فوت ایشان هنوز باقی مانده بود را صرف امور خیریه کردم و بابت تمام آنها رسید گرفتم تا وجدان خودم راحت باشد. این سکه‌ها حق ایشان بود و شاگردان و دوستانشان به عنوان هدیه آورده بودند. ولی آن را صرف امور خیریه کردند. ایشان چنین منشی داشت. شما این را مقایسه کنید با مواردی که گاهی حتی بعضی برای دانشجو پایان نامه می‌نویسند و از او وجه دریافت می‌کنند.

 

اتاق استاد را تخلیه کردند

گفته می‌شود در سال‌های اواخر عمرشان، از طرف مدیریت دانشگاه ناسپاسی‌هایی در حق ایشان اعمال شد، حتما از این مسائل مطلعید؟

بله. اتاقی که به ایشان اختصاص داده شده بود با یک اتاق فاصله، جنب اتاق من بود. ایشان گاهی به اتاقش می‌آمد و علیرغم ضعف و ناتوانی‌هایی که پیدا کرده بود با همه سلام و علیک می‌کرد. تقریبا یک ساعت در اتاق می‌نشست. دانشجویان یا همکاران به ایشان مراجعه و احوالپرسی می‌کردند و همین امر دانشکده را شارژ می‌کرد. ولی یک روز دیدیم کتابخانه ایشان را از اتاق بیرون آورده‌اند و کتاب‌هایشان وسط راهرو پخش شده است. اتاقشان را تخلیه کرده بودند. پرسیدم چه اتفاقی افتاده است، گفتند اتاق ایشان را برای کار دیگری لازم داشتیم. یکی از همکاران گروه، علیرغم اینکه در جای دیگری اتاق داشت، اتاق دکتر معتمدنژاد را در اختیار گرفت و از آن استفاده کرد.

فراموش نمی‌کنم که دکتر معتمدنژاد از این مساله بی خبر بود و به ایشان اطلاع نداده بودند که می‌خواهیم اتاق شما را تخلیه کنیم و در اختیار فرد دیگری قرار دهیم. شما تفاوت عمل به مباحث اخلاقی را اینجا ببینید.

ایشان وقتی وارد دانشکده شد و به طبقه دوم آمد و در راهرو نزدیک اتاقش شد، مشاهده کرد در اتاقش باز است. کتاب‌هایش هم که داخل راهرو بود و پوشه‌ها و پرونده‌هایش هم همین طور. اما حتی یک کلمه هم حرف نزد. ولی همه ما فروریختن دکتر را در آن لحظه احساس کردیم و شاهد بودیم. از این همه بی حرمتی به یکی از برجسته‌ترین اساتید دانشگاه علامه طباطبایی و ایران متحیر ماندیم. ایشان از همان زمان فروریخت و بیماری‌اش رو به وخامت گذاشت. اجل خیلی بعد از آن به ایشان مهلت نداد و نماند تا استقلال مجدد دانشکده علوم ارتباطات را ببیند.

ممنون از وقتی که در اختیار ایرنا قرار دادید.

گفت‌وگو از: ناصر غضنفری

نویسنده : ناصر غضنفری | منبع خبر : ایرنا
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.