امروز : سه شنبه, 23 تیر , 1405
- رشد ۴۱ درصدی صادرات آذربایجان شرقی، عبور از مرز نیممیلیارد دلار در سه ماه
- ایمان، تخصص و خودباوری ویژگی نیروی هوایی است
- پیامد ۲۵ سال انکار «بریکس»؛ از نوآوری تجاری چین تا مقاومت تهران در خلیج فارس
- اجرای طرح جامع هوشمندسازی شبکه آبرسانی تبریز برای کاهش هدررفت آب و ارتقای پایداری شبکه
- کشف ۳۷ کیلوگرم ماده مخدر شیشه در مرز نوردوز
- از تنگه هرمز تا افت ذخایر؛ سه سناریوی پیشروی بازار جهانی نفت
- مشاور رهبر انقلاب: عملکرد منطقه آزاد ارس در جنگ رمضان قابل تقدیر است
- وحدت ایران و اسلام؛ بازخوانی هویت ملی در اندیشه آقای شهید ایران
- نماینده لبنانی: شهادت امام خامنهای باعث اتحاد مردم ایران شد
- فرمانده کل سپاه: تشییع با شکوه در ایران و عراق میثاقی دوباره با راه امام شهید مجاهد بود
- رسانه رژیم صهیونیستی: ترامپ جنگ را از سر نمیگیرد
- تولید آب استان در تابستان به ۱۴ هزار لیتر بر ثانیه افزایش مییابد
- رهبر شهید با تلفیق ایرانیت و اسلامیت، کشور را قدرتمند کرد
- تشییع رهبر شهید ایران؛ اشتباه محاسباتی آمریکا در سایه روایت صهیونیستی!
- آیا ما او را تشییع میکنیم، یا خود را؟
- سیانان: خیابانهای تهران مملو از سوگواران ایرانی در تشییع رهبر شهید است
- روایت فرماندار اسبق اهر از حضور تاریخی رهبر شهید در مناطق زلزلهزده آذربایجان
- خودمان تبریز، قلب مان در تهران
- عراق؛ مهماننوازی، وفاداری و قدرشناسی از آقای شهید ایران
- مراسم تشییع آقای شهید ایران در تهران
- تأثیرگذارترین صحنه در مراسم تشییع از نگاه رسانه هندی/ رسانه سوئدی از دلبستگی مردم به رهبر شهید گفت
- چرا «سید مجید» در مراسم وداع با رهبر شهید، لباس سیاه به تن نداشت؟
- همآغوشی عجیب تاریخ؛ تشییع رهبر شهید با چه مناسبت مهمی همراه است؟
- از کسانی که به اینشهید خندیدند قطع امید کنید!/چاره حرمله جز کشتهشدنش نیست
- المسیره یمن: مراسم تشییع میلیونی شد/ راشاتودی: عزاداران خواستار انتقام خون رهبر شهید شدند
- ترقی: بدگمانی به عملکرد مسئولان، ابزار آمریکا در جنگ ترکیبی است
- روایت رسانه آمریکای لاتین از رهبر شهید: به جای مال اندوزی میراثی از ساده زیستی به جای گذاشت
- رکورد غمانگیز، با جامعه روستایی چه می کند؟
- معرفی فرمانده نیروی دریایی سپاه
- نماز آخر بر قامت امام شهید / وداع با ستون استقامت ایران / دلی که رفت و راهی که ماند
به بهانه سالروز شهادت «غلامحسین افشردی»؛ شهید افشردی زندگی را بدون سربازهایش نمیخواست/ تحقیر جنگ با شروع یک زندگی

بهار وطن/ به گفته همسر شهید «غلامحسین افشردی» او نمیتوانست بدون سربازهایش بماند؛ اگر روزی جنگ تمام میشد و او زنده میماند از شهادت تک تک رزمندهها آزار میدید.
به گزارش نشریه بهار وطن / غلامحسین افشردی معروف به حسن باقری از فرماندهان جوان و «استراتژیست نظامی» در دوران دفاع مقدس بود که در عملیاتهای فتحالمبین، رمضان و بیتالمقدس نقش مؤثر و فعالی ایفا کرد و آزادسازی خرمشهر در سوم خرداد سال ۱۳۶۱ از مهمترین دستاوردهای عملیاتی و فرماندهی این شهید سرافراز محسوب میشود.

از پروین دائی پور همسر این شهید نقل شده است: وسط یکی از عملیاتها غلامحسین چند ساعتی به خانه آمد، حالش خیلی بد بود. گویا یکی دو عکس بسیار تلخ دیده بود. به من گفت « امروز عکسی از یک دشت دیدم که بچههای ما مثل گل روی زمین افتاده بودند؛ من نقشه عملیات را میکشم و فرمان عملیات را میدهم چه کسی میتواند به من اطمینان بدهد که مسئولیت کشته شدن این سربازهای امام زمان (عج) متوجه من نیست» بعد به شدت گریه کرد و گفت «اگر روز قیامت فقط فرزند یکی از آنها جلوی مرا بگیرد و بگوید تو آنجا چه کاره بودی که پدرم شهید شد» چه جوابی بدهم.

وی افزود: اولین بار بود که همسرم جلوی من گریه می کرد، با صراحت گفت «از خدا بخواه من هم نمانم» آن شب احساس کردم او جزء فرماندهانی است که نمیتواند بدون سربازهایش بماند و اگر روزی جنگ تمام شود و او زنده بماند شهادت تک تک رزمنده ها آزارش می دهد. تازه آن یک عملیات محدود بود، مسلما در طراحی عملیات بزرگی مثل بیت المقدس در برابر هر خطایی که از طرف فرماندهی صورت میگرفت برای تک تک شهدایش احساس مسئولیت میکرد. من رنجی را که او میکشید احساس میکردم، از آن موقع میل به شهادت در او جدیتر شد.
دائیپور که در روزهای اول جنگ در دبیرستان نظام وفای اهواز مسئولیت یک ستاد مقاومت خواهران پاسدار انقلاب اسلامی را بر عهده داشت، گفت: ما پایگاه هایی در مساجد بر پا کردیم بعضی از زنان در این پایگاه ها نقش نیروهای اطلاعاتی، امدادی، تبلیغاتی و حتی شناسایی بعضی از افراد ستون پنجم که آن روزها خیانتشان آتش به جان ما میزد را در سطح شهر اهواز بر عهده داشتند.
تحقیر جنگ با شروع یک زندگی

همسر شهید افشردی گفت: در ستاد تمام توان خود را روی مسائل جنگ گذاشته بودیم که ارتباط جدی با متن جنگ داشت. مایل نبودم بحثی از ازدواج پیش بیاید اما یکی از دوستانم که به تازگی ازدواج کرده بود دوست همسرش را که در سپاه پاسداران مشغول به کار بود برای ازدواج به من معرفی کرد، به خاطر مسئولیت های کاری و چون آمادگی ازدواج نداشتم حرفش را جدی نگرفتم. یک روز با دوستم در خیابان امام خمینی اهواز مشغول خرید بودیم که شهر مورد اصابت گلوله خمپاره قرار گرفت، با عجله به طرف محل اصابت خمپاره رفتیم؛ مجروحی را کف یک وانت دیدم که بر اثر انفجار خمپاره روده هایش بیرون ریخته بود، یک جیپ در آتش می سوخت، موج انفجار و ترکشهای بزرگ و کوچک کرکره مغازهها را از جا کنده بود و چرخ میوه فروش با همه میوههایش واژگون شده و کف پیاده رو را رنگ کرده بود.

دائیپور ادامه داد: جسد مردی را دیدم که رویش پارچه مندرسی کشیده بودند و پاهایش بیرون بود، از دمپاییهایش فهمیدم اهوازی است و در همین شهر زیر گلولههای کشنده زندگی میکند، با خودم فکر کردم لابد او هم پدر خانوادهای است و برای خرید مایحتاج روزانه این جا آمده و با زندگی در اهواز جنگ را به هیچ گرفته است پس می توان زیر آتش هم زندگی کرد و حتی جان داد تا دیگران زیر آسمان همین شهر آسودهتر زندگی کنند.
وی تصریح کرد: وقتی از کنار چهره های بهت زده مردم در این خیابان سوخته گذشتم و به طرف ستاد آمدم، احساس کردم به خاطر همین ساده بودن معنای زندگی و مرگ است که میتوان به ازدواج به عنوان مرحلهای از زندگی نگریست. به یاد حرفهای دوستم افتادم که گفته بود آقای باقری از بچه های سپاه است، همه وقتش در جبهه میگذرد و هر آن در معرض شهادت است.
صحنههای آن روز خیابان کاوه برای من درس بود؛ درسی که باید دیر یا زود آن را میآموختم. وقتی به همراه دوستم به ستاد میآمدیم، به چیزی جزء زندگی در این شهر پرخطر فکر نمیکردم حتی یک زندگی جدید با کسی که ممکن است فردا در کنارم نباشد. من تصمیم خودم را گرفته بودم. باید آتش این جنگ را با شروع یک زندگی تازه تحقیر میکردم به همین خاطر به دوستم گفتم؛ راستی آن پاسداری که قرار بود به من معرفی کنی اسمش چه بود گفت«حسن». اولین ملاقات ما در روزهای آخر ماه مبارک رمضان در خانه دوستم بود. دو رکعت نماز خواندم و به خدا گفتم خودت از نیت من با خبری آن طور که صلاح میدانی این کار را به سرانجام برسان، بعد از آن روز یک جلسه دیگر با هم صحبت کردیم و بعد از استخاره ای که به قرآن زدم جواب مثبت دادم و با هم ازدواج کردیم.

دائیپور افزود: خیلی اصرار داشتم که صاحب فرزند شویم، چون ته ذهنم میدانستم همسرم در معرض رفتن است، نمیخواستم برود و دستم خالی باشد اما او تمایلی به داشتن فرزند نداشت چون در ذهنش این بود که در معرض رفتن است و نمی خواست بچه ای روی دستم بماند. از روز اول با هم توافق کرده بودیم که هروقت اختلافی بین ما پیش آمد؛ قرآن بین ما حکم کند از آیت الله محمد علی موسوی جزایری خواست به قرآن استخاره بزند، استخاره خوب آمد و من بسیار خوشحال شدم. خدا به ما یک دختر هدیه داد و اسم او را نرگس گذاشتیم.
شهید افشردی نهم بهمن سال ۱۳۶۱ و اندکی پیش از آغاز عملیات والفجر مقدماتی، بههمراه جمعی از همرزمانش در حال انجام عملیات شناسایی در منطقه فکه مورد اصابت گلوله خمپاره قرار گرفت و در ۲۶ سالگی به شهادت رسید. مزار وی در قطعه ۲۴ گلزار شهدای بهشت زهرا قرار دارد./ ایرنا
باقری افشرد , بیتالمقدس , جنگ , جنگ تحمیلی , دفاع مقدس , شهادت , شهید , عملیاتهای فتحالمبین , غامحسین باقری افشرد
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
